نوشته ي عيني پاييز| ویکی پدیا فارسی

پاييز...  

آدم هاى دیار من پاییز را دوست دارندپاییز زمستانى است كه تب كردهتابستانى است كه لرزه كردهبغضى است كه رسوب كرده در شبو لرزه پاییز را مى پرستمپاییز عروس تمام فصل هاى زندگیستیادم باشدپاییز كه رسید له نكنم برگ هایى كه روزى هزاران بار نفس ارزانى ام مى كردند...

ادامه مطلب  

پاییز دو چشم تو چه زیباست  

.............هر برگ كه از شاخه ی جانم به كف باد روان است
هر سال كه از عمر من آید به سر انجام
ببینم كه به پاییز دو چشم تو هر آن برگ
هر درد
هر شور
هر شعر
از قلب من خسته جدا شد
باد هوس ات برد
آتش زد و خاكستر آن را به هوا ریخت
من ، هیچ نگفتم
جز آنكه سرودم
پاییز دو چشم تو چه زیباست
............
نصرت رحمانی

ادامه مطلب  

بیچاره پاییز!  

امروز کلی وبلاگ خوندم
بیشتر نوشته این کلیا به مناسبت شروع پاییز بود
اااه پاییز غمناک...
پاییز دل ادم میگیره...
کل پاییز مث عصر جمعس..
پاییز فصل دلگیریه...
باز پاییز با کوله باری از غصه ها...
!!!!!
چرا اخه؟ واسم سواله واقعا؟ چرا همه تو فاز غمن؟ چرا پاییز باید دلگیر باشه؟ چرا یه فصل به این قشنگیو همش منتظر غم باشیم؟ که اگه باشیم حتما غمناکم خواهد بود
پاییزم یه فصل از فصلای خداس، روزاشم مث روزای دیگه سال، شاید گاهی روزای بد و غمگینم داشته باشه، ولی فقط

ادامه مطلب  

پاييز سردمه...  

امروز اولین باد پاییزی را كه حس كردم و سرماش تو وجودم اومد دلتنگ شدم...اون روزها به بهونه ی پاییز لابلای آغوشت خودمو گم میكردم و پاییز میومد و میرفت و باز تو بودی...امسال حتی یه نسیم پاییز منو از پا انداخت...مثه این كه موریانه تمام وجودمو جویده و پوست بدنم روكشی از درون ویرونمه...این روزها سنگ دلم هم شدی....بغضم، دلت را به درد نمیاره....دلتنگ نمیشی....اشك هامو نمیبینی و غرق در رویاهای خودتی....كاش میتونستم آروم آروم آب بشم و سرریز شم توی عمق نیستی.... نی

ادامه مطلب  

پاييز فصل عاشقي  

میگن پاییز فصل زردی و سردی و خزان است اما من میگم کسانیکه از عشق بویی نبردن اینو میگن. پاییز فصل خش خش های قدم های عاشقونه دست به دست توی کوچه باغهاست. فصل رنگهای گرمه. فصل زرد وقرمز و نارنجی. فصل بارونهای نم نم . چک چک های بارون روی ناودونی. قدم های عاشقونه ی بدون چتر.
پاییزت مبارک 

ادامه مطلب  

به بهانه پاییز  

دوستی از پاییز و مهر نوشته است. بهانه ای شد تا من هم بنویسم ازین فصل عاشقانه های رنگارنگ. ازین مهر پر مهر. من مرد پاییز و زاده یکی از روزهای اول مهرم. بهار من پاییز و شروع من مهر است. نمی دانم چه داستانی است که هرسال پیش از زادروزم هربار آشفته میشوم گویا آماده انقلابی در خودم که مژده بهتر شدنم را میدهد بیشتر انسان شدن و کمتر بد بودن. من زاده مهرم، بهار من پاییز و شروع من مهر است خوشا اگر پایانم هم مهر باشد.

ادامه مطلب  

از پاییز متنفرم  

برگشتم به چند پست قبل تر...توی مرداد نوشته بودم...
اون بار هم که از دلم گذشتم پاییز بود..غروب یه روز پاییزی...۱۵ سال طول کشید شهامت کنم و برگردم...برای گفتن آخرین حرف که فرو خوردم...
از پاییز حالا متنفرم...
تا اربعین میخواستم دل بکنم.روز چهارم دل رو رها کردم...چشم باز کردم دیدم توی پارک زیر درخت بید...درست مثل اون سال...
یادت سبز...
دروغ گفتم به خودم...

ادامه مطلب  

خزان عشق  

سلام پاییز...
سلام مریم...
اینبار هم پاییز را دارم و مریمم را ...نه
نمیدانم این خزان برگ ریز را چه میشود كه با آمدنش عاشقان را عاشق تر و واله تر و شیداتر میسازد
و برگهای خاطرات را بجای زرد كردن ...سبزتر از همیشه میكند
مریمم...پاییز آمد و تو نیامدی...برای چندمین بار پاییز بی تو را تجربه میكنم و در خزان فصلها به خزان عشقمان می اندیشم
به تویی كه با رفتنت شكستم و شكستم و شكستم
نمیدانم چرا قلبم هنوز میزند و چشمان چرا میبیند...؟؟؟؟
شاید هنوز هم به آمدنت مشتا

ادامه مطلب  

یادداشت های بدون عنوان !  

 
از وقتی که شروع به فهمیدن کرده ام، پاییز اولین فصل من در سال بود و تابستان آخرین فصل. پاییز را دوست داشتم چون سوز سرمای شب هایش طوری بوده که پنجره را باز می گذاشتم و با پتو خود را گرم می نمودم و به هوای روح نواز صبحش فکر میکردم.پاییز را دوست داشتم چون روز هایش با کلاس و درس و دوست هایم و شب هایش با تکالیف بی پایانم به سر می رسید . حتی پاییز را دوست داشتم چون می گفتم یک ساعت بیشتر می خوبم!پاییز را دوست داشتم .چون مانند برگ ها ، اشک هایم می ریخت و ک

ادامه مطلب  

پاييز با طعم دلتنگي  

تابستان هم به ماه آخرش نزدیک میشود، این پیچ را هم که رد کنی، باز میرسی به کوچه ی پاییز، همان کوچه ای که اواسطش، بغل تل بزرگ برگ های خشک شده بساط دلتنگی را پهن کرده اند. انواع و اقسامش را هم دارد. دلتنگی با طعم غروب پاییزی و بغض و آه، دلتنگی با طعم باران همان باران هایی که قطراتش با اشک هایت مخلوط میشود، دلتنگی با طعم دلشوره و اضطراب، دلشوره ی دل گسستن،اضطراب سرد شدن عشق مثل هوا، اضطرابی به بلندای شب ها! دلتنگی با طعم ریزش برگ درختان، مثل ریزش خا

ادامه مطلب  

 

یاتو|
 
برای عارفه نامه نوشته بودم....این چند هفته ی اخیر فهمیدم که چقدر عاشق نامه نوشتنم،عاشق پاکت نامه درست کردن و کادو دادن...مخصوصا به غریبه های آشنا...به عارفه نامه نوشته بودم....و حرف اولم را بهش نگفته بودم...نءفتم چقدر از پاییز امسال می ترسم...نگفتم احساس میکنم آرامش قبل از طوفان...این حرف را چند سال پیش زده بودم...برای خودم نوشته بودم از این آرامش می ترسم چون میتونم حس کنم طوفان تو راهه....این روزها هم نه آرومم نه پر تلاطم....گاهی خوبم و گاهی....نم

ادامه مطلب  

پاییز قلب من  

پاییز مرا صدا می زند پاییز 95 با پاییز 94 زندگی من خیلی فرق داره پاییز94 رنگ و بوی دیگه ای داشت حس دیگه ای داشت ولی این پاییز حس نداره ولی به جای رنگ های ظاهری رنگ حقیقت گرفته آخ پاییز چرا اینطور شروع شدی "پاییز فصل برگ ریزان عشق و دوست داشتن"

ادامه مطلب  

175. گیج رفتم و با خیالت دود شدم  

فشارم افتاده بود. دست‌هام زمستان و پاهایم معلق بین رفتن و آمدن. گوشه‌ی جهان سنجاق بود به منقار کلاغی که دور سرم گیج می‌رفت. تقصیر این بو و دود و سیگار نیست. تقصیر توست که پشت هر چراغی, زیر هر لبخندی کنار هر قدمی چشم باز می‌کنی و من به خیال آمدنت پله‌ها را دو تا یکی می‌دوم. پایین پله‌ها جهان ایستاده در پاییز. امان از این پاییز که چای را سرد می‌کند و خیالات را پرت دست‌های تو. خیالم را دست بگیر و بگو این پاییز همان فصلی‌ست که وعده‌ی دیدار توست.

ادامه مطلب  

جملات تصویری همراه با متن های زیبا (65)  

جملات تصویری همراه با متن های زیبا (65) - جذاب جملات تصویری همراه با متن های زیبا (65) - جذاب جملات تصویری همراه با متن های زیبامتن های پرمعنا همراه عکسعکس نوشته های عارفانهجمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگیعکس نوشته های زیبا و مفهومیعکس نوشته عاشقانهجمـلات الـهام بخـش قشنگعکس نوشته های جالبجمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگیعکس نوشته های پر معناعکس نوشته عاشقانه جدیدعکس نوشته های زیبا و مفهومی

ادامه مطلب  

بوی پاییز (نوشته سالک رهایی)  

بوی پاییز (نوشته سالک رهایی)
گوش کن بار دیگر صدای آمدن پاییز می آید!برگ های درختان شروع به ریزش می کنند از جایگاهی که چندین ماه بود بدان دل خوش کرده بودند و چه آسوده و راحت از آن دل می کنند، کاش ما نیز این چنین از تعلقات خود رها شویم.پاییز بوی مهر می دهد، بوی مدرسه، آری پاییز بوی مدرسه می دهد هرچقدر هم که از آن فاصله گرفته باشی باز بویش را حس می کنی. بوی آغاز دوستی، بوی نمره های بیست و بوی شوق کودکانه در پیاده روها...

ادامه مطلب  

 

یاد اون زمانی بخیر که نوشته بودم دوستت دارم اما به حد مرگ ازت بی زارم. یه زمان هایی واسه آدم دیگه تکرار نمیشه. مثه اون سالی که من می نوشتم و این توی نوشته های اون سالم بود. مثل همون سالکی که وبلاگ یهو رفت هوا و همه ی نوشته هامم....

ادامه مطلب  

طلایی پوش...!  

با اینکه پاییز فصل شروع عاشقانه هاست
اما تو اگر نبودی پاییز برایم تک رنگ بی حاشیه ای بیش نبود...!
تو بودی که با دستان هنرمند ات طاقت پاییز را طاق میزدی برایم!
پاییز بدون تو همیشه پاییز معنا می شود...
همیشه خزان می شود و همیشه ی ی ی ی خ خ می زند دستانم!
پاییز یعنی تو...
یعنی دختری از جنس طلایی تن پوش پاییز!

ادامه مطلب  

عشق به پاییز (نوشته خانم عطار)  

عشق به پاییز (نوشته خانم عطار)
من باور دارم که فصل ها احساس دارند و این احساس رو به آدم ها انتقال میدهند، پاییز مثل یک زن زیبا و مغرور و اصیلی است که حس عاشقی رو انتقال میده... اینکه عاشق خودش باشیم یا عاشق خالقش.
بیقرار: ضمن سپاس منتظر نظرات بعدی هستم

ادامه مطلب  

باز هم اول مهر ، بوی خوب مدرسه  

پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی كیف و كتاب نو و مدادهایی كه تا به حال تراش‌ نخورده‌اند.پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی كلاس‌هایی رنگ‌شده، نیمكت‌هایی تازه و تخته‌سیاهی كه اول سال حسابی سیاه بود و هنوز هیچ تكه گچی ردی روی آن باقی نگذاشته بود. پاییز بوی مدرسه می‌دهد، بوی آدم‌های جدیدی كه قرار است 9 ماه تمام همكلاسی‌اشان باشی. آدم‌هایی كه بعدها مثل حیاط وسط آن چهاردیواری بزرگ دست‌نیافتنی می‌شوند. پاییز بوی مدرسه می‌دهد؛ هم برای كودكان و نوجوا

ادامه مطلب  

شعر: پاییز است و حال من...!  

پاییز است و حال  من...!
 
خِش خِش ،برگ هاى زرد پاییز  زیر پاهایم جان میدهند خِش خِشچكه چكه میچكد باران پاییزى و زنده میكند خاطرات دل،چكه چكهآهسته آهسته راه میروم به سوى هیچ طرف با خیالى راحت، آهسته آهستهذره ذره میریزد قطرات اشك و من از درون مى سوزم ذره ذرهلحظه به لحظه میاید خاطرات ماضى ،و من میشوم حال بعید لحظه به لحظهو همین تكرار هاى مكرر است كه میكند زندگىِ مرا  تكرارى...
 
پوریا قاسم پور
 

ادامه مطلب  

پاییز در راه است  

چند روزی به اومدن فصل پاییز نمونده
فصلی که تنهایی بیشتر توش حس میشه
با اومدن فصل پاییز یه جورایی دلم میگیره
فقط روزای اولش
نمی دونم شمام همین  حس رو دارین یا  فقط تنها من این حس رو نسبت به پاییز دارم
ولی در کل به نظر من پاییز زیباترین فصل هستش.
 

ادامه مطلب  

 

بدترین اتفاق در پاییز آن است، که کسی برود؛ رفتن های پاییز با رفتن های دیگر فرق می کند، رفتن های پاییز در سکوت انجام می شوند، رفتن های پاییز شوخی سرشان نمی شود، و زندگی این را به ما خوب یاد داده بود. آدم هایی که در پاییز می روند، هرگز بر نمی گردند، حتی اگر برگردند، دیگر آن آدم سابق نیستند، و این خاصیت پاییز است که همه چیز را تغییر می دهد؛ خیابان ها را، کوچه ها را، پنجره ها را، خاطره ها را، درخت ها را و بیشتر از همه، آدم ها را ... |بابک زمانی|

ادامه مطلب  

انتها.. .  

بگذار در پاییز، بیشتر باشی پاییز، فصلِِ مُردنِ مَرده بمان تا به این جانِ مُرده نفسهای آخری برگرده بمان تا غزلی تازه تا برایت باز، موسوی شوم تا باران بزنه سرِ روزام به دیوانگیت، مردی قوی شم! شعرهام زرد و نارنجی تر پاییز فصلِ بیشتر گفتنِ از توست مرگ، خشکی این خودکار تشنجی مرگبار، بعد از توست مرگ پارک ملت و نارنگی مرگ آتیشی لبِ جوب است مرگ، زندگی توی این روزا آروزی یه پایانی خوب است مرگ ناشاعریِ من از عشق تو به باران است مرگ شعرایی تنها نوشته

ادامه مطلب  

پاييز، پاييز است  

پاییز یك شعر است یك شعر بی‌مانند زیباتر و بهتر از آنچه می‌خوانند پاییز، تصویری رؤیایی و زیباست مانند افسون است مانند یك رؤیاست سحر نگاه او جادوی ایام است افسونگر شهر است با این‌كه آرام است او ورد می‌خواند در باغ‌های زرد می‌آید از سمتش موج هوای سرد با برگ می‌رقصد با باد می‌خندد در بازی‌اش با برگ او چشم می‌بندد تا می‌شود پنهان برگ از نگاه او، پاییز می‌گردد دنبال او، هر سو هرچند در بازی هر سال، بازنده‌ست بسیار خوشحال است روی لبش خنده‌س

ادامه مطلب  

كاش چون پاييز بودم  

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه ی من ...
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چ

ادامه مطلب  

یادمون باشه  

*شجاع ترین آدمها کیا هستند ؟*
معلم به بچه ها گفت : " تو یه کاغذ بنویسید به نظرتون شجاع ترین آدما کیان ؟
یکی نوشته بود: غواص که بدون محافظ تواقیانوس با کوسه ها شنامیکننه یه نفر نوشته بود : اونا که شب میتونن تو قبرستون بخوابن یکی دیگه نوشته بود :اونایی که تنها چادرمیزنن تو جنگل از حیوونا نمیترسن . و...
هر کی یه چیزی نوشته بود اما این نوشته دست ودلشو لرزوند ، تو کاغذ نوشته شده بود :*" شجاع ترین آدما اونان کـه خجالت نمیکشن و دست پدرمادرشونو میبوسن...نه سن

ادامه مطلب  

عکس نوشته های زیبا  

با سلام ، از امروز به بعد هر هفته یک بار از این پست ها خواهیم داشت به نام عکس نوشته های زیبا.امروز قسمت اول رو میذارم.این عکس نوشته هارو از منابع و سایت های مختلف جمع آوری میکنم و قرار میدم.امیدوارم که لذت ببرید.
پایگاه به سـوی خدا

ادامه مطلب  

عکس نوشته های زیبا  

با سلام ، از امروز به بعد هر هفته یک بار از این پست ها خواهیم داشت به نام عکس نوشته های زیبا.امروز قسمت اول رو میذارم.این عکس نوشته هارو از منابع و سایت های مختلف جمع آوری میکنم و قرار میدم.امیدوارم که لذت ببرید.
پایگاه به سـوی خدا

ادامه مطلب  

جاتون خالي!  

وااااای عجب هوایی
خیلی وقت بود تو كویر خودمون رنگ بارون رو ندیده بودم
اینجا از دیشب تا حالا داره بارون میاد و هوا عین پاییز سرده
من عاشق این هوام، هوای سرد پاییز و بارون
الانم منتظرم نون بربری داغ برسه و صبحونه بزنیم به بدن
******
جای دوستان خالی
دلم خواست خوشی این لحظه ام رو با دوستانم سهیم باشم...

ادامه مطلب  

اگه خودت اينو نميگفتي به ديدنت دل نمي بستم ،چن ساله كه تو راه افتادي چن ساله كه من منتظرت هستم  

قرار بود پاییز برگردی
گفتی كه حالت باز خوب میشه
من تو همون خیابون ایستادم
كجایی پس؟ داره غروب میشه
میترسم از نگاه این مردم
باید نزاری مشتمون باز شه
یجوری پیدا كن منو
شاید این اخرین پاییز من باشه
 
 
وباز باید از انتظار بگم....از وقتی خودمو شناختم تمام پاییزا منتظر مسافر پاییزی بودم و زیر لب زمزمه میكردم
یه پاییز دیگه بازم تو راهه
بازم چشای من به رد سیاهه 
گفتی عشق بهار جدایی داره
گفتی خزون كه شد میای دوباره...
آهای مسافر پاییزی من یه وقت گم نكن

ادامه مطلب  

 

حالا عطر خوش تو پابند می کند حواس مرا
آهسته می روم به سمت رها شدن در نفس هایت
آغوش تو معنی می دهد به تابستانی که بی ثمر گذشت
دوست دارم پاییز را آرام کنی با موهایی که در باد رها می شود
شامل تمام قواعد نا نوشته است
دست های تو که میرسد به هوای من

ادامه مطلب  

دل نوشته  

سلامی به گرمای دلای مهربون همتون سلامی به محبت وسادگی ودعاهای قشنگ این ماه......وای که چقدر زندگی غیرقابل پیش بینیه وای که چقدر حال نوشته ها ونوع نوشته ها درهرزمان فرق داره ......خیلی امشب دلم گرفته اینقدر که واژه ای برای بیان حسهام پیدا نمیکنم .........

ادامه مطلب  

 

نمی دانم اولین بار چه کسی پاییز را فصل خزان خواند..؟!!
اما هرچه هست گمانم تلقین بدی بوده. پاییز کجا و خزان کجا؟
پاییز که می آید همه چیز زنده می شود...
رنگ ها معنی پیدا می کنند... همه چیز از رنگ سبز خسته کننده به یکباره تغییر میکند...
پاییز فصل تغییر است... عبور از یکنواختی.. جنبشی همه گیر...
عشق در پاییز زنده می شود...
رودِ راکدِ زندگی دوباره طغیان می کند...
پاییز فصل زندگیست...
چه کسی خواند خزان...؟!!
 
+  :)

ادامه مطلب  

پاییز  

آری... پاییز نزدیک است...
اما پاییز که همیشه صدای خش خش برگ ها در ها نیست...
پاییز که همیشه با بوی ماه مهر نمی آید...
پاییز گاهی در زیرسیگاری روی میز،زیر انبوهی از خاکستر است...
گاهی حوالی عطر تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده...
گاهی هم نم بارانی است که گوشه چشمانت می درخشد...
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست...
گاهی در دل کاجی است میان یک کاجزار همیشه سبز
گاهی قهوه ایست که سر میرد... غذاییست که ته می گیردو لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند...
ساد

ادامه مطلب  

باز رفیقم...  

روزی میشود که هیچ راهی برای گفت و گو باهات ندارم و فقط دنبال فرصتی ام که بیام اینجا و...روزی میشه که واقعا از همه و همه و همه و...به تو فرار میکنم...نوشته هایم نوشته هایم نوشته هایم را باید ببینی که چقدر به بلوغ رسیدن وچقدر دوستشون دارم...:)

ادامه مطلب  

كتابخوان ماه آبان 95  

ا- محض اطلاع(تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت های علم) - نوشته: غلامعلی حدادعادل - انتشارات: فرارو - 227 صفحه.
2- صوفی و چراغ جادو - نوشته: ابراهیم حسن بیگی - انتشارات: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوان - 247 صفحه.
3- ادب الهی ( كتاب سوم: تربیت فرزند) - نوشته: مجتبی تهرانی - انتشارات: موسسه فرهنگی پژوهشی مصابیح الهدی - 365 صفحه.
4- ضیافت بلا: مقامات سلوكی در زیارت عاشورا - نوشته: سیدمحمد مهدی میرباقری - انتشارات: تمدن نوین - 208 صفحه.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1